سفسطه

مالکان در تفسیر استعمار سر ‌میکردن

جرجیاس میان قنداق در سیسیل بود

 

از ترس اغوا بجای بذر ، سنگ به زمین کاشت

این ستون ایمان نمیدانم از کی لَق بود

 

لوسیفر ، حوا را به طمع بهشت وا داشت

از ازل لوسیفر غسال سفسطه عقل بود  ... ..

 

طموم______

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
‹ به بلاگ ‹ خودکشی💀 › خوش آمدید...😊 ›
آزادی بیان رو در قالب ادبیات تجربه کنید...

اگر کلمه خاصی‌تو سرته از طریق
کادر جستجوی پایین ، اون کلمه رو پیدا کن.↓↓↓
پیام های کوتاه